X
تبلیغات
دخــــــــــــتر بــلــوچـــی
تاريخ : جمعه بیست و پنجم اسفند 1391 | 6:12 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)
منم نسترن

دختربلوچی



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 | 13:43 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

عابربانک بی نهایت شلوغه ... دودل هستم وایسم برای کارت به کارت یا نه ....مرد جاافتاده ای رو سکوی کنار بانک نشست پسرنوجونی همراش بود بهش گفت : نفری 85تومن دادن ..سهم هرکسی رو جدا کنیم تا برن برا خودشون چیزی بخرن ..پسر معلوم بود که میخواد چیزی بگه ..مردگفت : توالان پول میخوای ؟

پسربا شرم گفت : من یارانه نمیخوام بذارش رویارانه خودت قبض برق رو بریم بدیم ....مرد با حالت شرمندگی گفت نه اون روپرداخت میکنم جورمیشه پسرک پرید وسط حرفش وگفت :نه بریم قیض برق بدیم دیروز اومده بودن میخواستن قطعش کنن .....

مرد دشنامی زیر لب به یارانه وگرونی قبض برق داد وهمراه پسر راه افتاد......

نگاهم رو به بقیه افراد منتظر درصف عابربانک انداختم با وجود اینکه افراد زیادی تو صف بودن هرکدام لعنت ونفرینی برای یارانه های بی خیر وبرکت داشتن ......

باید به بزرگانی که توانستند ملتی را اینچنین زیرکانه فریب دهد

تبریک گفت که باعث شد کودکان ما دراین چندسال درد نداری را

زودتر بفمند و کودکی نکرده بزرگ شوند با آرزوهای مانده بردل.........

=========

داریم حرف ازسال نو میزنیم وخرید  ....به ننه خدیجه گفتم : تصمیمی برای خرید های امسال داری ؟ خندید پرصدا اما تلخ ......گفت : مسخره میکنی  ؟ خرید دیگه چیه ؟

گفت: قدیما برای عید گاهی یه چاروقی ..پیراهنی میخریدم اما به دختریت قسم یادم نیست چندساله که با همین لباس ها سر میکنم پول اب وبرق ندارم  چطور برم خرید عید کنم ..

گفتم : یارانه ات ؟ ..مستمری بهزیستی که برا زینب میدن

اون چی ؟ تلخ گفت : مستمری که بعضی وقتا 40-50تومن میدن بعضی وقتا هم نمیدن خرج دوا دکترش هم نمیشه ..

یارانه پول آب بدیم یا برق بدیم ..یه پول بی خیر وبرکتی هم هست که اصلا فایده نداره ...

ندهند بهتره .......

زینب دخترمعلول که ازمن هم بزرگتره ....با چشمهایی که معصومند وپراز پاکی ..با همون زبون الکن میخواد بهم بگه که دوست داره لباسی سبز داشته باشه با گلهای خوشگل .......

زینب میخواد خوشگل بشه ...میخواد گلی بزنه روموهاش ...میخواد به مادرش بگم براش فرق باز نکنه ...موهاش رو نبافه ...زینب میخواد شبیه اون زنه خوشگل تو تلویزیون(م.ا.ه.وا.ره) خونه حاجی مراد باشه ...

زینب دلش میخواد زنانگی کنه ...دلش میخواد گوشت بخوره با برنج نوشابه ..مثل تواون فیلم ....زینب دلش میخواد برقصه ..بدوه

..خوشحال باشه ..سوارماشین پراید بشه ..وبره شهر ..از بالای

ماشین سایپای محسنی خوشش نمیاد همش گوسفندا تو ماشین می شاشن...وزینب بوی پشگل گوسفند میگیره .......

زینب خیلی حرف داره ...من وقت ندارم ...ننه خدیجه هم حوصله حرف زدن زینب رو نداره ...زینب خاموش میشه خودش هم خسته شده ....هرسه تامون خسته ایم .....خسته ازخیلی دردها ..وشاید خسته از زن بودنمون .........


منبع گپ دل



تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 | 6:18 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

مصاحبه خبرنگار روزنامه سعودی عکاظ با عبدالرحمن المقبل فرمانده پلیس راهنمایی و رانندگی عربستان سعودی.



تاريخ : شنبه دهم فروردین 1392 | 7:8 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)
منبع مطلب وبلاگ  http://ayoob673.blogfa.com/post/135

 بلوچانی زبان

مَرْچی/marčī/امروز؛مَرُۏچی

سۏچاکو/sӧwčākoo/مورچه ای سیاه بانیش زهراگین و اندکی چاق(مِدْروک)

نَگــَـن/nagan/ نان         

  گـُوات کــَـشّ/govātkašš/  پَـنْـکه ؛ قلّه ای معروف

دَندِسْـکْ/dandesk/زنبورزردرنگ 

گــُـدْ ساپْ کــَـنْ/godsāpkan/ اُتــو

گـُـوَمْزْ/govamz/زنبوری بانیش زهرآگین به رنگ مشکی و

قهوه ای(گۏدِر دربلوچی سرحدّ) کــُچِک/koček/سگ   

      کــُـچْک/kočk/صـدف تِـرَشْت/terašt/ قایق    

    کــَـلَمْ/kalam/ مداد؛خودکار ؛ نَیْ وغیره شادی/šādī/ میمون

       جِنْـگ/ǰeng/ گنجشک(جوشْک)

کــُـلی/kolī/بلبل            کــَـپُـۏدَر/kapӧwdar/ کبوتر

اَنْگیر/  angīr/ انگور / /

وارڃنَگ:/vārëhnag/ خوراندن (مصدر)

هُدۏناك:/hodöwnāk/ خواهنده، آرزومند،متمايل(صفت فاعلی)

نُگـْرَه:/nograh/ نقره(اسم ساده.مفرد)

تِـلاه:/ telāh/ طَـلا(اسم ساده.مفرد.غیرمشتق)

زَهْم:/ zahm/ شمشير   جمله: واجَه زَهْم جَنڃ بيتّه

دست دڃـم:/ dastdëhm/ وضو ، دستشويي كردن

شِڃلابڃـلا: /šëhlābëhlā/ ولخرجي(حاصل مصدر)

گـُـوَزَگ:/ govazag/ عبوركردن( مصدر)

آپْ رِڃچَگ:/ āprëhčag/ آب ريختن(مصدر )

شُلـُـنْچَگ:/ šolončag/ از راه بيني مايعات را فرو بردن (مصدر)

دَپارْ:/ dapār/ لقمه جمله: دَپاري دَپا كُه

دست آپ :/ dastāp/ کنایه ازوضوگرفتن و رفتن به توالت

  جمله : كـَـدي دست آپي كُه؟

چُـكــُـرَّ گ:/ čokorrag/ ريزش آب و صداي آن(مصدر)

گـُـراب:/  gorāb/ هواپيما يا كشتي(اسم ساده .مفرد.غیرمشتق)

لاپي پُرِّن:/ lāpī porren/ کنایه ازاینکه حامله است

ماهِگن:/ māhegen/یعنی آبستن و ماههاي آخر زایمان حیوان است

آپُس:/ āpos/ آبستن    جمله: پَس آپُـسْ بيتّ.

آپْـسَر:  /āpsar/ اميد و جايي داشتن براي توقّـف يا خوردن و نوشيدن

آپَـيْح سَر:/ āpei sar/ اوّل وابتدای آب رودخانه و...(مضاف ومضافٌ اِلَـیْـه)

واداپ:/ vādāp/ خورِشْـت(اسم.مرکّـب.غیرمشتق)

  جمله : واداپان سۏر مَكـَـن

سۏرڃـنْ آپ:/  söwrëhnāp/ آب شور(موصوف وصفت)

سۏرڃن ماهيگ:/ söwrëhnmāhīg/ ماهي شور>>>>:(موصوف وصفت)

آپْـشانْك:/ āpšānk/ آبشار

رِچُـۏ كڃـن آپ:/ rečöwkëhnāp /آب ريزنده و آبشارْ مانند

كونْـزّ گ:/ kūnzzag/ كوزه(اسم .ساده.معرفه.غیرمشتق.مفرد)

وُۏكِـڃـن:/ vöwkëhn/ جايگاهي براي استفاده و برداشتن

آب آپْـشـُـۏن:/ āpšöwn/ آبراه

سِيادي كـَـن:/ seyādī kan/ قوم وخویش ميشه ، وارثي ميكنه

سَياد:/ sayād/ صيّاد، شكارچي (صفت بیانی ساده)

كاه وكديمّ:/kāh o kadīmm/ علف ، علوفه

تام:/  tām/طعم جمله: تامي وشّ نَيَت

رُدَ گ:/ rodag/ رشد كردن (مصدر)

دَلْوَتْ:/dalvat/ حيوان اهلي جمله: دَلْـوتي وَيْـل كـُـتَــن

پِڃـداكِن:/ pëhdāken/ دارد مي آيد(فعل مضارع مستمرّ)

جُهْــل:/ ǰohl/ عميـق ،ژَرْفْ(صفت بیانی ساده)

جمله: دريا جُهْــل و مَـــزَنـَــتْ

 تاجي:/ tāǰī/     اسمي براي مردان و زنان

جاپَـر:/ ǰāpar /  جعفر

جانْ گل:/ ǰangol /   اسمي براي زنان

جلالْ هان:/ ǰalālhān / اسمي براي مردان

جَـمادار:/ǰamādār  /   سرگروه ؛ ‍‍سركارگر

جمالي:/ ǰamālī  / اسمي براي زنان

جَمُك:/  ǰamok  / اسم مُصغَّر جميله

جُـمَلـُـك:/ ǰomalok / اسم مُصغَّر جمعه

جُمّا :/  ǰommā  /  اسمي براي مردان

جُمَّل:/  ǰommal / اسمي براي مردان

چارُك:/ čārok  / اسم مُصغَّر چهارشنبه

چُـۏ̈طا:/ čöwŤā / اسمي براي مردان

دادل:/ dādal / اسم مُصغَّر دادرحمان

دادلله:/ dādallāh/ اسمي براي مردان

دادِڃـن:/ dādëhn/ اسمي براي مردان

دُردانَه:/ dordānah/    اسمي براي مردان



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه یکم فروردین 1392 | 11:42 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

它确是一件难事,但对谦恭的人却不难

古兰经 .第二章 (白格勒)黄牛    
http://shafaqna.com/persian/media/k2/galleries/15604/014.jpg



تاريخ : یکشنبه بیستم اسفند 1391 | 14:29 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)
http://upload.tehran98.com/img1/2zm5gnj1qkla06uhcmum.jpg



تاريخ : چهارشنبه نهم اسفند 1391 | 18:54 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

خواهر وبرادر عزيزم شما را به خداوندی كه جانمان در اختيارش

است قسم می دهم اين پست را كامل وبا

دقت بخوانيد.


از دست ندهيد ارزش يكبار خواندن دارد.


 

۱- گفتن بسم الله الرحمن الرحیم:

معنی بسم الله گفتن در این جا این است: با کمک خداوند متعال وارد شد اینترنت می‌شوم. علما بر مستحب بودن بسم الله در ابتدای تمام کارهای مهم ـ به جز مواردی که آغاز آن‌ها در شریعت با ذکر مخصوصی آمده مثل تکبیر در اذان ـ تصریح نموده‌اند. با یاد خدا، برکت سرازیر می‌شود و شیطان دور می‌شود.[۱]

 ۲- فروگرفتن نگاه از حرام:

اینترنت با وجود این که نعمتی بزرگ است، اما فتنه‌ای بزرگ نیز محسوب می‌شود؛ در آن دعوت‌گرانی به سوی جهنم نیز وجود دارد که کسانی که دعوت آنان را بپذیرند، را در جهنم واژگون می‌سازند: ﴿ وَاللَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَیُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِیلُوا مَیْلًا عَظِیمًا ﴾[النساء/۲۷]؛  خدا می ‏خواهد تا بر شما ببخشاید و کسانى که از خواسته‏ هاى نفسانى پیروى می کنند، می ‏خواهند شما دست‌خوش انحرافى بزرگ شوید.

پس باید شخص مسلمان به ایمانش چنگ زند و از کسانی باشد که خداوند متعال آن‌ها را این‌ گونه توصیف کرده است: :﴿ وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا ﴾[الفرقان/۷۲]،و کسانی ‏اند که گواهى دروغ نمی دهند و چون بر لغو بگذرند، با بزرگوارى می گذرند.

وفرموده است: ﴿ وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ لَا نَبْتَغِی الْجَاهِلِینَ ﴾ [القصص: ۵۵]، و چون لغوى بشنوند از آن روى برمی ‏تابند و می ‏گویند: کردارهاى ما از آن ما و کردارهاى شما از آن شماست. ‏سلام بر شما، ما خواهان [مصاحبت] نادانان نیستیم.

لغو به گفتار یا کرداری که بدون فایده باشد، گفته می‌شود.



تاريخ : یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 | 19:50 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

یا الله

در روزگاری که مردمان نام و نشان خود را بر درو دیوار شهر حک میکنند

بنده تو با اشک و آه

ناتوان از اینکه چگونه

نام و نشان خود را از صحنه گیتی بزداید

خدایا من ناتوانم و تو توانای مطلقی

پروردگار مهربانم

هرجا که نام نشانی از من است

با نامهای مبارک خود آنرا پاک کن

که تو ستاری

یا ستار



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم دی 1391 | 13:31 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)


در كـــتـــاب چــــار فــصــــــل زنـــدگـــي

صـفـحــه هــا پـشـت سـرِ هـم مي روند

هـر يك از اين صفحـه هـا ، يك لحظه اند

لـحـظـه هــا بـا شــادي و غــم مي روند

آفـتـــاب و مـــاه ، يـك خـــط در مـيـــان

گـــاه پـيـــدا ، گـــاه پـنـهـــان مي شـوند

شــادي و غــم نـيـــز هـر يـك لحـظـه اي

بـر ســر ايـن سـفـره مهمـان مي شوند

براي بزرگني عكس ها (ديدن عكس در سايز اصلي) بر روي عكس مورد نظر كلي




ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 | 18:29 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

منبع وبلاگ بلوچانی زبان

گستردگی حرف(ڃ)درزبان بلوچی:

(گـَپْسَر):حرف (ڃ)مانْ  بلۏچی زُبان

(ڃ)مَه بلۏچانی زُبانا

پُـلـّڃن هَبَر:سخن گلْ صفت * گـُلڃن شَهر: شهرگـُلْ مانند *

ماتڃن وَطن: وطن مادرْ مانند دیر:خیلی دور**

دڃر: دیروقت ** سیر:عروسی؛ ختنه **

رڃم: چرک زخم* سڃر:فردی که سیر است وگرسنه نیست

** بیر:آذرخش** بڃـر: انتقام

تـَوْ کڃـن کـُت:توخسته شدی* چڃــر:زیر متضاد بالا

* دڃم:صورت* بڃ چَمّ:بی چشم بڃکار:بیکار

* بڃــرَنـْد:کسی که فرزندی ندارد** بڃ نام:بی اسم

** نڃم:نصف یڃــران  یا  اڃــران : ایران **

مَردڃـن: جنس مرد **

جَنڃن: جنس زن * 

آ جَـــنڃـن: آن زن

             ▼

 

                            (ڃ) علامت اسم نکره در

زبان بلوچی:مثال:

مُرْگڃ : پرنده ای ،یک پرنده

** مَرْدِڃ: یک مَرد

جَـنِکـّڃ:دختری،یک دختر

     

شَهرڃ:  شهری ،یک شهر

گـُلڃ : یک گل

گۏکِڃ: یک گاو

**هَرڃ: یک خر*شِڃرڃ: یک شیر

مَمِّـڃ: یک خرس * گـُرکڃ :یک گرگ

 اِسْتارڃ: ستاره ای     *

کــُچـکِڃ: سگی،یک سگ



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و دوم دی 1391 | 20:29 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

دگــــر تــــــقــدیــــر را
بـــرای نــیـــامــد نــت بـــهانـه نـــکـــن !!!!
مـرد بـــاش…

و بـگـو نــخـــواســــتـــــی….
و نــیـــامـــــدی….!




تاريخ : جمعه بیست و دوم دی 1391 | 20:19 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

عشق و محبت ردپای خدا در زندگیست

امیدوارم زندگیت پــر از ردپای خدا باشد




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه بیست و دوم دی 1391 | 20:12 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

 


عاشقانه های دل شیدا


عاشقانه های دل شیدا



تاريخ : جمعه هشتم دی 1391 | 20:47 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

منبع:وبلاگ بلوچانی زبان

ayoob673.blogfa.com

گزیده ای از اشعار چند شاعربلوچ:

1.مولابکش پیک2.مسلم ارجنگ3.عطاشاد4.بهادرنادری5.خ.گ

شعیب جمالزهی خاشی

آزْمانْ مَئ دلْ تــُنــّیگِـن پَه تــَـهی ارْسان

                 

1.مولابکش پیک

ملـْکـَموت نڃپگانِـنـْتّ
شَپْ جنۏزامڃن جنڃـنـڃ
رۏچ یَک پیرڃن کسّهـِڃ
دریا تـَهْنا گرڃوگِـنـْتّ
وابْ یـِڃر کـَـپْتـَگ نِگاهان
زندگی چه ترس و بیمـّا
من چۏ دردا انـْسرانان
دَمُکان بالادا وَتی
رۏچَـئ کـَـنـْڌیلـّڃ بیان من
چیزّڃ رۏچـِنـْتّ نِشْتـَگان من
وَتْ وَتی کــَبـْرَئ سرونـا
ملکموت نڃپَگانِـنـْت
ملکموت نڃپَگانِـنـْت
                                    بلۏچ :

تاریخ بلوچستان

         

                            2 .مسلم ارْجنگ

                      دل منی بُرْتـَگ اۏستـَئ اۏتاگا

                                     گۏنْ زهیرانی شَهْپَرڃن شاگا

                                        مَرْچی کـَهی زَهیرانی کـَلـَم سازنـْت

                                            



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه چهاردهم آذر 1391 | 14:53 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

 تعریف شهرستان خاش امید است مورد پسند شما خوانندگان عزیز واقع شود. 

میدان 22 بهمن خاش- عکس از مرکز تولید نشای جنوبمناظری  از پارک تفتان خاش

خاش ایران کوچک

من کـَنان حَمْد و ستایش آ هُدای مهربان

آ که حفظی کـُه یڃ ڌگارا شَه بلای یڃ زمان

آ که دا خرّمی ڌگارا پَه بلۏچ شهسُوار

آ که مُلک دادشاها کـُرْتی شَه پُلان بهار

من گـُشان تعریف خُواش و یڃ ملک حافظان

مُلـْکِ جیهَنـْد و بلۏچی آ سِیاد و وارثان

آ کِه یڃ مُلکا حفاظت کـَنـْتّ شَه ظلم ظالمان

آ که وَشْنامی کـُه تمامِڃن یڃ مُلـْک مردمان

شهر خُواش هسْـتـَن نماد هن چۏ کۏها استوار

هن چۏ پلان انار و هَن چۏ برنج شاله زار


چۏ به سِنـْگان رَوَئ گِنـْدَئ تـَه باگان هَنار

گِنـْدُکان پَهَْکان بَرَنـْت شَه یڃ مُلـْکا یادگار

مَهْد علم و دانش هستِن مئ وطن یڃرنـْدگان

آ که داری رۏدِڃ پُرْ آپ و مَچ کـَدَگان

جاه شـَـیْر و شاعران هستِن تمِندان مَزار

آ که هَسْتِن پُر تمدّن ؛ تـَلاران وسِنـْگ نِگار

نام یڃران گـُونـْڌڃن هستن خُواش تفتان تلار

هر چڃ مِڃوَگ تـَه بلۏ̈طـَئ دارَئ یڃ شَهْرڌگار



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 | 20:25 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

ای خدا پهکان کنـَـنـْت شادی

من کــَـنان گِلـَگ و زاری


من پیادگــُـن و پَهْکان سُوار

من هستُن شاعرڃ تازَه کار


هر کــَـسا که سَیْل کـَـنان******
چَهْر کــَـنْـتّ وَتی دَوْر بَـرا

کـَـنـَـنْت گِلـَگ و بیداد شــَه رۏزگار


گردان پَه یکـّڃ پدا

که کـَـنْـت مَنا رَهْـنِمایی


ای خدا تـَوَئ مشکل گشای

گـُرا مکن گۏن من تــَه وداع


که سَکّ هَسْت و بـڃ پشت و پناه


**********

گران سک تیّ طنابا

تـان بیاوان تیّ کنارا

وا خدا گــُوار شَه تیّ رحمتا


تان بیَـنـْت سڃراب تیّ بندگا

*****************



تاريخ : یکشنبه هفتم آبان 1391 | 8:19 | نویسنده : پـریـسـا؛باهمکاری(خانم صـاد)

مَـرْچی دِلانْ شادانْ کــَـنِـت * مِهْـرَیْحْ گــُلانْ کــُرْبانْ کــَـنِـت

پُـچّ و گــُـدانْ نـُـۏکِڃـن کــَـنِـت * وَشْ بۏهِـیانْ جانا جَـنِـت

مُچْ کِڃنگان؛ وَیْـرانْ  کــَـنِـت * زَرْدڃن گــُلانْ گِـنـْدانْ کــَـنِـت

 عـیْدِن مَنی عـیْدِن تــَـهــی * رۏچْ هـَنْ مَرۏچی سَمْـبَهی

مَـرْچی دِلانْ شادانْ کــَـنِـت * مِهْـرَیْحْ گــُلانْ کــُرْبانْ کــَـنِـت

 عـَیـْدی گــُـل وپُلانْ بــِـیار * مَرْچی بــِچــِن مِهْـرَیْحْ کِشار

 نازڃن جوانـــانــا بــِچار * شیرنْ تِـرَنْـتّ سُهْرڃـن انـار

 عَــیْـدِن مَنی عَــیْـدِن تــَهــی * مَرْچی غــَمَــیْحْ دلْ سَـمْـبـَهی

مَـرْچی دِلانْ شادانْ بــِکــَـن * گـُۏک و پَـسانْ کـُـرْبانْ بــِکــَـن

همساهِگانْ رازی  کــَـنِـت * پاکِڃن دِلا کازی  کــَـنِـت

 مَـرْچی غمانْ تالانْ کــَـنِـت  * یادڃ گـُـلِڃن سالانْ کــَـنِـت

 مَـرْچی بَـدِڃن چَـمّانْ بــِدار * عَـیْـدِن گــُـلِڃن یارانْ بــِچار

عـیْـدِنْ مَـنی عَـیْـدِنْ تــَهی * رۏچ هَـنْ مَـرۏچی سَـمْـبـَهی

عَـیْـدِنْ مَـنی عَـیْـدِنْ تــَهی * مَرْچی غــَمَــئ دلْ سَـمْـبـَهی

( یــِڃ مَزَنِڃن عید پَه تمامِڃن

                          بــِرات وگــُهارانْ مُبارکْ باتْ )

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ◄  توضیحات کلمات▼:

مَرْچی دلــَئ غمْ سَمْبَهی◄:

امروز(روزعید) دلِ غم خودش را آراسته می نماید

بــِچار= تماشا کن ■ گِــنـْدان  کــَـنِـت =تماشا نمایید

◄هَـنْ=هم کازی= قاضی■ رازی= راضی

مَرْچی= امروز

غمَـیْحْ دل= غمَــئ دل◄: کلمات دواملایی= دل غم

چَـهْـبار : چابهار     91/8/1  آبان ماه = ذیحجّه            

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ